مقدمه
سبک کنترلگر والدین نهتنها بر روابط روزمرهٔ کودک با خانواده تأثیر میگذارد، بلکه زمینهساز بروز مشکلات عمیق هیجانی و روانشناختی در کودک میشود. در این مقاله به مهمترین پیامدهای روانی این سبک فرزندپروری میپردازیم.
۱. کاهش اعتماد به نفس
-
وابستگی به تأیید خارجی: کودکی که نمیتواند خودبهخود تصمیم بگیرد، برای هر اقدامش نیازمند کسب رضایت والدین میشود و اعتماد به نفس ذاتی شکل نمیگیرد.
-
ترس از اشتباه: انتقاد شدید یا تنبیه مکرر باعث میشود کودک از آزمون و خطا اجتناب کند و در مواجهه با چالشهای جدید دچار اضطراب شود.
۲. افزایش اضطراب و افسردگی
-
احساس کنترلستیزی: فشار دائمی برای تبعیت بیچونوچرای کودک را در وضعیت دفاع روانی قرار میدهد و هورمونهای استرس را افزایش میدهد.
-
ناگفته ماندن هیجانات: وقتی فرصت بیان احساسات فراهم نشود، انباشت هیجانی میتواند به شکل اضطراب مزمن یا نشانههای افسردگی بروز کند.
۳. فقدان مهارتهای حل مسئله
-
عدم تجربهٔ تصمیمگیری: بهدلیل سپردن همه تصمیمها به والدین، کودک هیچگاه فرصت نیرویابیدن راهحل برای مسائل روزمره را نمییابد.
-
ترس از مسئولیت: تکالیف یا پروژههای گروهی که نیاز به ابتکار عمل دارند، برای او استرسزا خواهد بود.
۴. اختلال در تنظیم هیجان
-
واکنشهای شدید بیحرکت یا انفجاری: کودک یا خیلی خوددار میشود و احساساتش را سرکوب میکند، یا بهجای گفتوگو و مذاکره، منفجر میشود.
-
مشکلات اجتماعی: عدم توانایی مدیریت خشم و ناامیدی منجر به طرد شدن توسط همسالان میشود.
نتیجهگیری
والدین کنترلگر با ایجاد فضای پرتنش و عدم فرصت برای ابراز وجود، باعث بروز مشکلات عمیق هیجانی و روانشناختی در کودک میشوند. آگاهی از این آثار مخرب، ضرورت حرکت به سوی سبکهای فرزندپروری گرمتر و مشارکتیتر را روشن میسازد.
بدون دیدگاه